با نام خدا
سلام دوستان، سلام هم میهنان
بالاخره آنچه را ‌که دیگر تقریبا به یک باور عمومی تبدیل شده بود را مسئولان!!! پذیرفتند و اوج مسئولیت پذیری خود را به رخ ملت والبته جهانیان کشاندند.
چرا اینگونه شدیم؟ اصحاب تعلیم و تربیت هم می توانند به سهم خود به تجزیه و تحلیل این وضعیت دردناک کمک کنند و بر مبنای پایگاه دانشی خود روشن کنند که ریشه تربیتی آنچه اتفاق افتاد چیست و البته تاکید کنند که تربیت نایافتگان بویژه در یک حکومت دینی هرگز نباید مجال نشستن بر مسند بیابند. اگر بیابند و بنشینند، نه تنها حکمرانی خوب بویژه اعتماد متقابل ملت و دولت امری ممتنع خواهد بود، بلکه دین داری و دین باوری هم از سکه خواهد افتاد.
سقوط هواپیمای اوکراینی بی تردید داغی بر دل ها گذاشت که تنها باید از خداوند برای بازماندگان عاجزانه و ملتمسانه درخواست تحمل و آرامش کرد. اما حال که معلوم شد سقوط در کار نبوده و اسقاط اتفاق افتاده است و رسانه های ما اصرار بر پنهان نگاه داشتن آن می کرده اند، داغ دیگری بر دل ها نشسته که بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران. طرفه اینکه در بحبوحه بزرگداشت شخصیتی که می خواستیم ( و می خواهیم) زیست اخلاقی او ‌نیز سرلوحه زیست جوانان مان باشد مرتکب بزرگترین بی اخلاقی ها شدیم. واقعا اگر شهید قاسم سلیمانی در میان ما بود بر این بی تدبیری ویرانگر خون نمی گریست؟ به او و ارزش های والایی که او نمایندگی می کرد هم بی مهابا تاختیم و در سایه این مقارنه زمانی اصالت آنچه در الگو سازی از این قهرمان ملی فریاد می زدیم را زیر سوال بردیم.
خداوند بهترین فریادرس است.
مهرمحمدی
۲۱ دیماه ۱۳۹۸

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *