سمینار تخصصی(رایگان) *مدرسه کارآمد* برگزار شد.
-جمعه۲۰ دی-ساعت ۱۰:۳۰
(ویژه مدیران،معاونان،دبیران ومشاوران)
سخنرانان و موضوعات:
-دکتر مهرمحمدی(عضو هیئت علمی دانشگاه)
*رهبری اثر گذار در مدرسه
-محمدرضا پوردستمالچی (پژوهشگر آموزشی)
*اصول مشاوره مدرسه در مقیاس جهانی
-دکتر محبی(مشاور شورای عالی ا.پ)
*شاخصهای کیفیت مدرسه در تراز سند تحول

متن سخنرانی دکتر محمود مهرمحمدی در این رویداد به شرح زیر است:

با نام خدا

تعالی تربیت و رهبری تاثیرگذار…رهبری دارای ردپا

Impactful School Leaders and Educational Excellence

دکتر محمود مهرمحمدی

ارایه شده در سمینار مدارس کارامد

                                                                    ۲۱-۱۰-۹۸

  • تعالی تربیت مقصد و مقصود سند نحول است.
  • منطق مرجح و منتخب من برای دست یابی به تعالی ذیل سند تحول چیست؟
    • نظریه پرکتیکال: تصمیم گیری های موقعیتی
    • برای تحقق کیفیت یادگیری مورد انتظار یعنی بادگیری عمیق و تجربه های دلنشین و ماندگار یادگیری راهی بجز پناه بردن به این نظریه و اتکاء به خرد عملی عاملان تعلیم و تربیت در صحنه های ئاقعی نداریم.
    • موقعیتی عمل کردن در طراحی برنامه، در اجرای برنامه و در ارزیابی برنامه های ناظر به تعالی و یادگیری های با کیفیت مورد انتظار
  • پیش نیاز تعالی تربیت چیست؟ تمرکز زدایی و مدرسه محوری... و عمل در بافت و موقعیت
  • حقیقت تمرکز زدایی و مدرسه محوری چیست؟ به رسمیت شناختن برند های مختلف آموزشی و تربیتی
  • به رسمیت شناختن تنوع و گوناگونی در بسترها و امکان طراحی چشم اندازه ای متفاوت و راه ها و روش های متکثر( مانند مدرسه شاد، مدرسه طبیعت، مدرسه قرانی، مدرسه game محور، مدرسه علوم شناختی، مدرسه کارافرینی، مدرسه بازیگوشی ذهنی، مدرسه زندگی، فلسفه برای کودکان، بازیگوشی ذهنی/ (LEGO در ذیل یک مانیفست آموزشی برگرفته از سند بالادستی
  • یا اجرای مدرسه محور سند تحول… نیاز به تغییر استراتژی در اجرا داریم.
  • به این ترتیب از اجرای سند تحول هم “ابهت زدایی” می کنیم و هرچه انرزی تحولی و تعالی جو در سطح مدارس وجود دارد ( که واقعا وجود دارد ، هم بالقوه و هم بالفعل)به خدمت گرفته می شود…. “غول” اجرای سند تحول را به داخل چراغ برمی گردانیم/ مهار می کنیم. و این جریان به رکود کشانده شده را به نیکویی مدیریت می کنیم.
  • پیش نیاز تمرکز زدایی، مدیران دارای صلاحیت کنش موقعیتی و متناسب با بافت/ تاثیرگذار
    • پس: تعالی تربیت در تحلیل نهایی مستلزم برخورداری از مدیران آموزشگاهی دانا و توانا و بصیر و از نوع تاثیر گذار است که برای تعالی بخشیدن به تربیت ایده و برنامه دارند و با آسودگی خاطر می توان به آنان تفویض اختیار کرد و از آنها پاسخ هم خواست( تناسب میان دامنه اختیارات و دامنه پاسخگویی)
    • در غیر اینصورت مدرسه محوری به معنای واقعی یا امکان وقوعی نمی یابد، (گرچه شعار آن ممکن است سر داده شود)( پدیده نازایی) یا تبدیل به یک سیاست مخرب می شود( پدیده ناقص الخلقه ای). در هر دو حالت تعالی تربیت هم دست یافتنی نخواهد بود.
    • پس مدیر با “هویت/ تشخص حرفه ای” می خواهیم. مدیر دارای وجوه ممیز و اولویت های برآمده از دانش و تجربه باشد. کسی که برای او دوران مدیریت مدرسه فرصت مغتنمی برای تلاش در جهت اجرایی کردن این ترجیحات و اولویت ها یا در یک کلام چشم انداز تربیتی خاص است…. نه فرصتی مثلا برای اندوختن پاداش و حقوق بازنشستگی بیشتر.
    • هر چه موقعیت و مدرسه مساله دارتر، محیط مستعدتر برای تبدیل شدن به یک رهبر آموزشی تاثیرگذار… چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید….گزینه های مداخله موثر بیشتر می شود. بنابراین چنین مدارسی یک مزیت و فرصت محسوب می شود، نه یک تهدید
  • چند نکته مهم:
    • این چشم انداز قهرا حاصل یک فرآیند مبتنی بر خرد جمعی و اقناع است نه استبداد رای…. تلاش صادقانه و باورمندانه به نقدکردن سرمایه های فکری و جلوگیری از اتلاف آنها( البته باید ظرفیت یا مهارت جمع کردن سفره پهن شده را داشته باشد… حتی به قیمت عدول از ایده یا موضع اولیه خود).
      • تحمیل یک چشم انداز به زیرمجموعه قهرا نشان از ضعف و ناتوانی مدیر در همدل و همراه ساختن عناصر همکار دارد و کشتی تربیت با چنین سوخت ناقص و ناکافی به ساحل نمی رسد…. چند صدایی و تلاش برای دست یابی به وفاق( که البته فرایندی دشوار تر است) بر خلاف ظاهرش پیشران مجموعه است و سکوت و تک صدایی در حکم چاله ها و دست اندازهای پیدا و پنهان دست یابی به اهداف را با تردید جدی مواجه می کند.‌‌‌
      • وانگهی، تفاوت “رهبری” با “مدیریت” از جمله در توانایی همسو و هم راستا ساختن نیروهای موجود در میدان عمل است. In authirity vs an authirity … احترام ناشی از “ظرفیت های حرفه ای” نه احترام ناشی از “ابلاغ اداری”…(یکی از قابلیت های رهبری موثر و موفق داشتن ظرفیت تعامل قابل توجه و “هوش اجتماعی” می بالاست)
    • همکاری، تعامل و خرد جمعی ممکن است تنها محدود به یک مدرسه و کارکنان آن نباشد. چند مدرسه ممکن است در اجرای ایده ها و برنامه ها با یکدیگر همکاری کنند و بصورت خوشه ای عمل کنند. منطقه یا منطقه ها لازم است سازوکار حمایتی لازم را برای شکل گیری “خوشه های مدارس” همکار پیش بینی نماید( ساختار و منابع)…
      • موج جدید تغییرات مدرسه محور به روایتFullan پس از پشت سرگذاشتن چند دهه کنش های مدارس منفرد به این سمت سوق پیدا کرده…. ایده “خواهرخواندگی” مدارس دولتی یا ترکیب دولتی و غیردولتی هم می تواند مورد توجه قرار گیرد.
    • حتما سیستم باید فکری برای ایجاد انگیزش و پاداش بنماید.
      • به نظر من در اینجا به این نتیجه می رسیم که در نهایت مدیر دولتی در سیتم دولتی بسیار بعید است که تمام ظرفیت های خود را بکارگیرد و برای متمایز بودن و تاثیرگذار بودن در حد انتظار ظاهر شود.
      • همان پیشنهاد که برای تعالی تربیت و ارتقاء معنادار کیفیت راهی بجز استقرار سازوکار مدیریت غیردولتی یا اداره کردن مدارس با قواعد رقابتی نداریم. رقابت برای بقاء، نه رقابت های متعارف و معمول مثلا برای بقاء در پست مدیریت مدرسه! این کجا و آن کجا؟
      • البته مدرسه غیردولتی مدرسه خصوصی نیست.
      • تغییر در هندسه حاکمیتی آموزش و پرورش مطرح است.
      • در یک نظام متمرکز نیاز نیست و حتی ممکن است مخل هم باشد. اجزاء ماشین تربیت باید با یک اراده از پیش تعریف شده کار کنند و با یک فرمان به پیش بروند
      • در نظام مدرسه محور یا غیرمتمرکز است که رنگین کمانی از اراده ها و چشم انداز ها در کارند و جلوه های گوناگون تعالی تربیت را در معرض دید و داوری می گذارند. مدرسه برتر فقط یک جلوه و یک ریخت ندارد.

___________________

  • جمع بندی با یک نگاه “سیستماتیک” به موضوع رهبری تاثیرگذار
  • رهبری مبتنی بر شواهد
  • = Impactful leader (EL) Evidence based school leadership (EBSL)
  • تعریف: رهبری جریان( چرخه، مستمر) استقرار فرهنگ( اراده جمعی نه فردی) تولید و مصرف هوشمندانه( نواوری در روش ها که البته دست یافتنی هم باشند) اطلاعات مورد نیاز ( یا با ربط) برای حرکت جمعی( درون مدرسه ای یا میان مدرسه ای) به سوی تحقق چشم انداز تربیتی/ یادگیری و برنامه عمل “ویژه” مدرسه ( مبتنی بر شناخت نیاز ها و اولویت ها در موقعیت و استفاده از منابع متعدد دانشی اعم از صریح و ضمنی)
  • در واقع مدیر اثرگذار مدیری است که رهبری مبتنی بر شواهد را در دستور کار دارد.
  • التزام به اقداماتی است که مجموع آنها را می توان التزام به ارزشیابی درونی دانست.

 

اولا؛ مستلزم داشتن یک سلسله شاخص های برآمده از یک چشم انداز خاص( ایده و برنامه) است‌ تا بر مبنای آن شواهد مهم و معتبر شناسایی و بر آنها تمرکز شود…هم شاخص های فرایندی و هم برایندی

ثانیا؛ مستلزم استقرار سازوکار های لازم برای شکار فرصت طلبانه داده های غنی پراکنده اما موجود در محیط مدرسه و محیط های پیرامونی با تدارک ابزار های مناسب است.

ثالثا؛ مستلزم طراحی فرصت های بالقوه داده خیز دیگر و برداشت داده های مورد نظر از انها ( چه بسا در جهت چک و کنترل اعتبار داده های دیگر مربوط به یک شاخص(

رابعا؛ مستلزم تحلیل و نیل به راه حل های خلاق بصورت جمعی و با استفاده از نظر کارشناسان منطقه یا آزاد

خامسا؛ مستلزم داشتن طرح و نقشه اجرای موثر برنامه های اصلاح و بهبود ( تدارک منابع انسانی، منابع مالی، مشارکت نهاد های ذیربط(

سادسا؛ ارزیابی و بازگشت به مرحله اول، تکرار چرخه رهبری مبتنی بر شواهد/ رهبری تاثیرگذار

______________________

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *