نوشته‌ها

《《《نشست پژوهشگاه علوم انسانی… آموزش و پرورش : اصلاح یا انقلاب؟》》》
ویراست دوم

محمود مهرمحمدی
استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس

✍…. می توانیم مستقل از سند بحث کنیم، اما من این منظر یا پایگاه را بر می گزینم.

✍…. آیا سند اجرا شده است؟؟؟!!! با مرور بر “پاره ای مضامین مهم و کلیدی” در راستای کیفیت بخشی به تعلیم و تربیت با صدای رسا می گویم : خیر، نشده و اگر با همین فرمان پیش برویم نخواهد شد. از این عوامل یا علائم کیفیت بخش نشانی نیست( یا بسیار بسیار کم است)
✍ تبیینی از “کیفیت” تربیت به روایت سند تحول …. یک روایت بومی:

۱) با محوریت مفهوم “تربیت” در مقابل مفهوم آموزش… بدون تربیت، تلاش های آموزشی بی معنا و بلا وجه می شوند…. خاصیت آن باید در رخداد تربیت تجلی پیدا کند…. ما دو گانه تعلیم و تربیت را به یگانه تربیت با تفسیر کردیم. جدا سازی آموزش از پرورش را بی معنا دانستیم و به انحلال آموزش در پرورش رای دادیم. آموزش چون مقدمه تربیت است واجب است. یک “گذرگاه” است نه “ایستگاه”

۲)…. تمرکز بر تربیت یعنی چه؟  با محوریت مفهوم “هویت”. نشان تربیت یافتگی دستکاری هویت متربی است. یک “رخداد” عمیق و تاثیر گذار.  اتفاقی که “حال” ( پدیدار شناختی) phenomenological state  یادگیرنده را تحت تاثیر قرار می دهد

۳) با محوریت ساحت ها… توجه متوازن و متعادل

۴ ) با محوریت “حیات طیبه”/ حیات پاک به عنوان هدف( من اعمل صالحا من ذکر و انثی و هو مومن فلنحیینه حیات طیبه/ نحل ۹۷) …. عاملیت به عمل صالح به زبان پذیرفته شده و قابل توافق نخبگان چیست؟  تفسیر “شهروندی”… دانش ها ( ساحت ها) باید در خدمت شکل گیری فهم و ترغیب به عمل شایسته در خدمت جامعه باشد… شهروند آگاه و هشیار… در وجود دانش آموز عناصر دانشی پراکنده باید همگرا و سبب ساز یک وحدت شوند تا معنا و ارزش پیدا کنند. یا باید اسباب “کیمیاگری” تربیتی باشند  که همان ارزش افزوده شهروندی است.

۵) با محوریت “موقعیت” …  درک/ فهم  و تغییر در موقعیت خود و دیگران… بازهم ناظر به جنس فرآیند یاددهی یادگیری است. اغراض از آموزش القایی و اقبال به  رویکرد مساله/ تفکر محور در این فرایند

۶) با محوریت مفهوم “برنامه درسی سه وجهی”/ سه پایه… دست از نگاه صد درصد بالا به پایین قیمومیتی به برنامه های آموزش برداشتن و تن دادن به اختیار و انتخاب “سنجیده” و “اگاهانه”

۷) با محوریت “مدیریت بهینه منابع”…. “تقاضا محوری” را اصل قرار دهیم و دست از “عرضه محوری” بشوییم. با توزیع در سطح همه نهادهایی که نام مدرسه را “یدک” می کشند منابع را به هدر ندهیم‌. مدرسه مکان ارجمند و مقدسی است که با شایستگی و احراز کیفیت( اثبات برادری)  باید ابتدا توجهات دینفعان واقعی را و سپس منابع( سهم الارث ) را به سمت خود جلب کند. در عیر اینصورت نشاید که آن را “مدرسه” نامیدن و سهمی و سرانه دولتی به آن دادن.
۸) با محوریت نهاد مدرسه بعنوان “مبدا” و “مقصد” تحول و نوآوری….  تمرکز زدایی یا همان مدرسه محوری. انرژی های فراوانی که اتفاقا در مدیریت های آموزش و پرورش کمتر یافت می شود را آزاد سازیم…‌ به مدیریت و عاملان مدرسه شخصیت، خودباوری و اعتماد به نفس حرفه ای بخشیدن.
۹) معلم به مثابه گروه “مرجع تربیتی” در مدرسه و جامعه…. نیازمند شایستگی های متعدد و متنوعی است که محدود به پداگوژی نیست. معلم فکور یا موقعیت شناس و خلاق. تعبیر من: تحول یک “نامعلم” به “معلم” کاری است کارستان… آیا دانشگاه فرهنگیان به تنهایی از عهده این کارستان بر می آید؟ یا باید نقش کلان مدیریتی ایفا نماید؟
۱۰) گذر از “مدیریت” آموزشگاهی به “رهبری” آموزشی … رهبر an authority است، مدیر in authority … “مرجعیت اداری” برای زیرمجموعه در برابر “مرجعیت حرفه ای”…. تبعیت از روی جبر در برابر تبعیت از روی اختیار و داوطلبانه