به نام خدا
《ضایعه ای بی عدالتی در نظام آموزشی: درد بی درمان یا…؟ 》
🔻 اول:
در بافت ایران، اگر از والدین جمعیت کثیری که در مدارس دولتی تحصیل می کنند سوال کنیم آیا مایل نیستید فرزندانتان در مدرسه خصوصی درس بخوانند قریب به
اتفاق خواهند گفت، چرا. با این وصف و در این بافت، آیا پدیده مدارس خصوصی در واقع نماد تبدیل تربیت باکیفیت از یک کالای عمومی به یک کالای خصوصی و از یک خیر عمومی به یک خیر خصوصی نیست؟ و باز تولید بی عدالتی آموزشی و اجتماعی را نمایندگی نمی کند؟ وجود این مدارس، برخورداری از تعلیم وتربیت با کیفیت را برای کثیری به یک حسرت و عقده تبدیل نکرده است؟ ایا مدارس خصوصی خواسته یا ناخواسته نقشی در لختی، کرختی و بی حسی مسئولان نسبت به درد استخوان سوز فقر کیفیت در مدارس دولتی که همان تباه شدن سرمایه انسانی بچه های نابرخوردار این ملت است ندارد؟ (شواهد و داده های فراوانی از مثبت بودن پاسخ به این سوال ها حمایت می کنند)

🔻دوم:
آیا باید مدارس خصوصی را طبق یک قانون انقلابی تعطیل کرد؟ هرگز قائل به این تز نیستم. بلکه معتقدم باید با علت مبارزه کرد و نه با معلول. علت
نظامی است که امکان بهره برداری کسب وکاری از محیط در حوزه تعلیم و تربیت را فراهم ساخته. امکان وقوع و education as market یا education as business یعنی به حیات بخشیده است. چون همه خواهان آموزش و پرورش با کیفیت هستند و بستر آن در مدارس دولتی فراهم نیست که نیست(البته از میان موسسان عده ای ممکن است تاسیس مدرسه را واقعا غیر انتفاعی بدانند و از جنس کسب وکار اجتماعی، ولی به هرحال مبنای اصلی پذیرش دریافت شهریه است.)

🔻 سوم:
در این شرايط از موسسان برای پاسخگویی به نیاز و تقاضای اجتماعی باید سپاسگزاری هم کرد. با معلول مبارزه کردن سرنا را از سرگشاد نواختن است. پس علت
را باید درمان کرد تا تدریجا و به شکل طبیعی خانواده ها از این مدارس روی برگردانند و به سمت مدارسی که فرصت های یادگیری کیفی را بدون قید طبقه اقتصادی و
اجتماعی در اختیار همه دانش آموزان قرار می دهند روی بیاورند.

🔻چهارم:
چاره چیست؟ مبارزه با علت چگونه باید اتفاق بیفتد؟ باید احساس مسئولیت نظام و مداخله موثر نسبت به ارتقاء کیفیت در مدارس دولتی به سطحی برسد که والدین
بچه هایی که به مدارس دولتی می روند قانع شوند که به کسب وکار های آموزشی پشت کنند و تقاضای اجتماعی رفته رفته به موازات ارتقاء کیفیت مدارس دولتی افت کند. در شرائط کنونی همانطور که گفتم به هیچ وجه چنین تمایل و گرایشی وجود خارجی ندارد و عکس ان که قصه حسرت و آه والدین است روایت غالب است. پیرنگ روایت مشترک این گروه عظیم از والدین که امکان بهره مندی از شرایط و کیفیت برتر آموزشي و پرورشی را ندارند چیست؟ علاوه بر رنج ناداری و ناتوانی اقتصادی خودمان، رنج ناتوان ماندن فرزندانمان و مشاهده سوختن فرصت های بالندگی انان را باید بر دوش کشیم.

🔻پنجم:
در این اثنا، توسعه مدارس غیردولتی باید مورد بازنگری قرار گرفته و سیاست مهار از یکسو و فرصت بیشتر دادن به دانش آموزان نابرخوردار در این مدارس، از سوی دیگر، در دستور کار قرار گیرد.

🔻ششم:
این نکته هم به نظرم بسیار مهم است که نقد مدارس خصوصی به دلیل گزینش مبتنی بر پایگاه اقتصادی، در سطح خرد مطرح نیست. یعنی از نظر من انتخاب مدرسه خصوصی برای برخورداری از خدمات بهتر آموزشی و تربیتی از سوی خانواده متمول اصلا قابل نقد نیست. هر انسان عاقلی دست به انتخاب بهترین گزینه می زند. نقدی که متوجه مدارس خصوصی است، در مقیاس کلان و در نظر به کلیت نظام آموزشی است که نابرابری مبتنی بر پایگاه اقتصادی در آن به مرحله خطرناکی رسیده است.

🍁 نتبجه گیری 🍁
آیا بی عدالتی وصف یک درد بی درمان است یا وصف دردی است که درما ن دارد؟؟؟ اگر تعطیل کردن که نشانه “حکمرانی ساده” یا ساده انگارانه است و قطعا قابل دفاع نیست، برای درمان چه باید کرد؟ برای این مهم، یعنی ارتقاء کیفیت مدارس دیگر، باید طرح و ایده داشت. وگرنه این مطالبه جدید نیست و مدیران و دولتمردان هم مدعی هستند در حد توان کوشیده اند و از این بیشتر از عهده ی حاکمیت کاری ساخته نیست. و این وصف درد بی درمان است. در واقع باید کسانی که دغدغه عدالت دارند راه حلی را نشان دهند که مدعی امکان ترمیم جدی شکاف است و این که وضع موجود، وضع محتوم نیست. وگرنه واقعا نابرابری آموزشی و نابرابری اجتماعی ناشی از آن را با تمام ضایعاتش باید پذیرفت و با آن زیست.( از نظر من ما نیاز به تعریف تیپ سوم یا “مدارس ملی” و استقرار اصل رقابت در ارائه خدمات برتر و جذاب تر داریم.)
🔻 پس همه ی این بحث ها باید به میدان گفتگو و رقابت بدیل ها میان صاحب نظران ترجمه شود و توان ارائه سیاست های تحولی تازه برای ارتقاء بیش از پیش کیفیت و عملکرد مدارس دولتی به آزمون گذاشته شود. اگر افق های تازه برای تحول خلق و عرضه نشوند، از دل دغدغه های عدالت خواهانه هیچ مولود مبارکی متولد نمی شود.
محمود مهرمحمدی ✍
۱۹ مهر ۱۴۰۲

فایل پی.دی.اف این یادداشت هم اینجا در دسترس است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *